ابو الفضل مير محمدى زرندى

62

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

قِيلًا » را « و اصوب قيلا » مىخواند و مىگفت : كه « اقوم » و « اصوب » و « اهيأ » يكى است « 1 » . از توجه به مطالب بالا به دست مىآيد كه ابن مسعود و موافقين او ، « سبعة احرف » را به « سبعة لغات » تفسير كرده‌اند و صاحب قاموس و نهايه نيز براى احرف ، اين تفسير را نموده‌اند ؛ زيرا آن دو ، در كتاب خود مىنويسند : در حديث است كه قرآن با 7 حرف نازل شده يعنى با 7 لفظ و گمان نشود كه مراد از 7 حرف ، لفظ واحدى است كه با 7 لفظ خوانده شود بلكه معناى آن 7 لفظى است كه در جميع قرآن است نه در لفظ واحد . اين نقلها همانطور كه مىبينيد كشف مىكند كه عمل به جواز قرائت قرآن با 7 حرف ، از زمان عثمان گذشته و به متأخرين از او نيز رسيده است با اينكه معروف است كه اين اختلاف قرائات ، تا زمان عثمان بوده و در زمان او خاتمه پذيرفت و مردم به قرائت واحده مأمور شدند و رواياتى هم بر آن دلالت دارد كه عبارتست از : بخارى نقل مىكند كه حذيفة بن يمان بر عثمان وارد شد و در آن موقع در جنگ و فتح ارمنيه و آذربايجان ، اهل شام با اهل عراق شركت داشتند و در قرائت قرآن با هم اختلاف مىكردند حذيفه از اينكه مسلمانان در قرائت قرآن اختلاف مىكردند به وحشت افتاده به عثمان اظهار كرد كه امت را دريابد قبل از آنكه مانند يهود و نصارى در كتاب خود اختلاف پيدا كنند . پس عثمان كسى را به نزد حفصه فرستاد كه صحيفه‌هاى قرآن را بدهد تا از روى آن استنساخ شود و اصل را دوباره به حفصه برگردانند و چنين كرد . پس عثمان ، زيد بن ثابت ، عبد اللّه بن زبير ، سعد بن عاص ، عبد الرحمن بن حارث بن هشام را امر كرد تا از روى نسخه حفصه كتاب خدا را استنساخ كنند پس قرآن را نوشتند و سپس اصل را به نزد حفصه فرستادند و عثمان دستور داد به جز اين نوشته‌ها هر چه از جزوات و يا قرآن‌ها در نزد اشخاص موجود است بسوزانند « 2 » . عسقلانى در شرح حديث مىنويسد : در روايت عمارة بن خزيه آمده كه وقتى حذيفه از جنگ برگشت قبل از آنكه به منزلش برود به خانه عثمان رفت و اظهار كرد من از فتح ارمنيه برگشته‌ام مسائلى در آنجا ديدم كه موجب وحشتم شده است ! اى عثمان امت را درياب كه

--> ( 1 ) مباحث فى علوم القرآن ، مناع القطان ، ص 163 . ( 2 ) صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 226 .